| حافظه برتر چهار شنبه زیبایی را برای شما آرزو می کند . |

نوشته شده توسط مدیریت سایت پنجشنبه ، 27 بهمن 1390 ، 16:27
پرداختن به مسايل جنبي که بعضاً در این کتاب مطرح میشوند روشن شدن بیشتر موضوع و استفاده صحیح و هرچه بیشتر از موضوع اصلي است که میتواند ما را به هدف نزدیکتر کرده و در واقع تصویر یک دانشآموز ممتاز را برای ما ترسیم کند.
اگر ما مغز آدمی را یک تكّه ندیده و آن را به چند جزء تفکیک کرده و به صورت چند مغز ببینیم شاید شکل آن اینگونه باشد:
1) ساقه مغز یا مغز خزندگان: این قسمت قدیمیترین بخش تکوین یافته مغز است. دربارهي جایگاه آن در آینده اشاره خواهیم کرد. این قسمت مسئول حفظ اعمال حیاتی و بقای ماست و طرز کار شگفتانگیزی دارد. به عنوان مثال: هرگاه با وجود روشن بودن رادیو یا تلویزیون (حضور محرکهای صوتی) به خواب بروید، به وجود آمدن صدایی که نمایانگر بروز اشکال یا تغییراتی در کیفیت محرکها باشد، موجب ميشود كه ساقه مغز بلافاصله شما را از خواب بیدار کند. اين خصوصيت ساقه مغز كمك فراواني به بقاي موجود زنده مينمايد.
2) سیستم لیمبیک یا مغز پستانداران: بعد از مغز خزندگان، قدیمیترین بخش مغز به حساب آمده و مسئول هیجانات، احساسات و عواطف ما میباشد.
3) مغزهای چپ و راست: که در دو طرف جمجمه قرار گرفته و جدیدترین مغزهای ما محسوب میشوند و به آن نئوکرتکس گفته میشود، این دو مغز از طریق یک رابط به نام جسم پینهای به یکدیگر متصل شده و با هم ارتباط دارند.
«راجر اسپری» و «روبرت ارنشتین» که به خاطر تحقیقات خود بر روی نیمکرههای مغز موفق به دریافت جایزه نوبل شدند، معتقد بودند: نیمکره چپ مغز دقیق، منظم و سازمان یافته است و مسئول زبانآموزی، ریاضیات، منظق، تجزیه و تحلیل است. نیمکره چپ، ذهنی غیرخلاق است. از لحاظ فنی بسیار تواناست، یعنی کارهایی را انجام میدهد که قبلاً آموخته باشد و اين كارها را خیلی خوب و بینقص انجام میدهد. بیشتر مکانیکی بوده و نیمکره نظم و انضباط است نیمکرهي راست مغز، که بخش وسیعتری از جمجمه را اشغال کرده، در هر لحظه تصویر کامل همه چیز را به ذهن منعکس میکند و مسئول تصور، تجسم، خیال، موسیقی و شناخت رنگهاست. نیمکره راست، برعکس نیمکره چپ مرکز اغتشاش است، و هيچ نظمي ندارد و مسئول شعر و شاعری است نه نثر و مرکز عشق و احساس است و منطقي ندارد. نوزاد آدمی در لحظه تولد دارای نیمکرهي راست فعالی است، که کانون عشق و احساسات است و نیمکره چپ در او بهکلی خاموش و غیرفعال میباشد. به همين خاطر است که او بدون دليل افراد را دوست دارد و بازی میکند، در تخیلات خود سیر کرده و هر لحظه از شادی و نشاط بهره میبرد. از خود خلاقیّت فراوانی نشان میدهد،
اما متأسفانه به محض اینکه آموزش برای او شروع میشود (در ابتدا والدین و سپس مدرسه) تمرکز ما برای یاد دادن به نیمکرهي چپ او منتقل و به تدریج نیمکرهي راست به کلی فراموش میشود آموزش غلط بین 7 تا 14 سالگی نتيجه ميدهد و روح کودک کشته میشود، او ديگر کودکی پرجنب و جوش نبوده و به شهروندی منظم و سر بهراه تبدیل میشود و این گونه است که در حدود 30 تا 40 سالگی، با یک انسان کاملاً منطقی و قابل پیشبینی طرف هستیم. کسی که دیگر برای محبت کردن نیز حساب و کتاب کرده و چرتکه میاندازد،

چنین انسانی فقط وقتی نیمکره راستش را دوباره فعال میبیند که، یا در رویا بوده يا از انواع و اقسام مواد مخدر و روان گردآنها استفاده کرده باشد. این یکی از علل استقبال و افزایش بیرویه مصرف مواد مخدر در بین انسانهاست، كساني كه بخشی از وجود آنها نادیده گرفته شده و فراموش گشته است. شاید آنجا که آخرین فرستاده خداوند در بیاني نورانی میفرماید: کودکان را به خاطر چند خصلت از جمله: سادگی و بیآلایشی آنها دوست دارم. اشاره به همین موضوع و نزدیک بودن آنها به فطرت انسانی، دوری از هرگونه تعلق و دلبستگی ناشی از آموزشهای غلط و حسابگرانه است.
تحقیقات فراوانی نشان داده است که، کودکان کودکستانی به طور متوسط روزانه 450 بار میخندند، در حالی که بزرگسالان فقط 15 بار در روز شادمانه میخندند!!
اگر در تقسیمبندی دیگری مغز را به طور افقی برش بزنیم دو قسمت بالا و پایین خواهیم داشت. نیمه بالای مغز مسئول اعمال ارادی ماست که به آن ضمیر خودآگاه نیز گفته میشود، سخن گفتن، فکر کردن و مطالعه به ظاهر از وظایف این قسمت میباشد. نیمه پایین مغز که به آن ناخودآگاه گفته میشود، مسئول انجام اعمال غیر ارادی در بدن ماست، مانند: تنفس و ضربان قلب. بعضي از اعمال هم به صورت نیمه ارادی انجام میشوند که دستورات آن از وسط مغز صادر میشود. به عنوان مثال میتوانید با تمرکز کردن ریتم تنفس را که عملی ناخودآگاه است تغییر دهید. ضمیر ناخودآگاه (نیمه پایین مغز) فوقالعاده توانمند و هوشیار است، حتي در خواب و بيهوشي ضربان قلب را 70 سال بدون کوچکترین اشتباهی اداره میکند. ضمیر خودآگاه که ما همیشه سعی میکنیم به هنگام مطالعه و یادگیری از آن استفاده کنیم، محدودتربوده و فقط در حالت بیداری و هوشیاری فعال است. در حقيقت ما از بخش بزرگی از وجود خود که از لحظه تولد تا هنگام مرگ فعال و در خدمت ماست غافل هستیم!
در یک آزمایش، حسگرهای اسکنر (PAT) را بر روی سر ازمايش شوندهاي وصل كرده و تصویر فعالیّت مغزی او را بر روی صفحه نمایش با جزئیات کامل مشاهد نمودند. به این فرد مقداری داروی خوابآور که بعد از چند دقیقه اثر میکرد خورانده شد و از او خواسته شد مضربهای عدد 9 را شمارش کند، (000،36،27،18،9). به محض شروع این فعالیت فکری یک نقطه روشن در مغز وي (نیمه بالا سمت چپ) فعال شد. در نهایت ناباوری، ملاحظه کردند که در نیمه پایین مغز و مرکز ناخودآگاه 5 نقطه روشن فعال شدند تا شخص را در انجام ماموريت خواسته شده ياري كنند، همين كه فرد پس از لحظاتي بهخواب رفت آن يك نقطه در خودآگاه خاموش شد. اما تا پایان خواب همچنان پنج نقطه در ناخودآگاه روشن و فعال بودند. مثال این ماجرا هنگامی است، که شما سعی دارید تا اسم یکی از دوستان قدیمی خود را بهیاد آورید، پس از تلاش زیاد موفق نمیشوید، شب، هنگامي كه خوابیدهايد و صبح روز بعد پس از استراحت متوجه میشوید که ناگهان اسم آن دوست یا هر موضوع دیگری را بهیاد آوردهاید. در واقع قسمتی از مغز عظیم و پیشرفته شما در تمام طول شب فعال بوده و با جستجوی فراوان خواسته شما برآورده کرده است. نتيجه این آزمايشها به ما نشان میدهد که، برای یادگیری میتوان از نیروی فراوان و شگفتانگیز ناخودآگاه نیز استفاده کرد. تحقیقات نشان داده، وقتی دو نیمکره مغز با هم فعالیت کنند، کارایی مغز دو برابر نمیشود، بلکه 5 تا 10 برابر میشود. «امیل کوئه» روانشناس فرانسوی درباره قانون تلاش معکوس میگوید: هر وقت خواستهها و قوهي تصور شما به حالت تضاد و مبارزه درآیند، همواره قوهي تصور پیروز است. به عنوان مثال: وقتی تختهای به عرض 30 سانتیمتر بر روی زمین قرار داشته باشد، شما میتوانید به راحتی از روی آن عبور کنید، اما اگر همین تختهها به ارتفاع 10 متری از سطح زمین منتقل شود، عبور کردن از روی آن بسیار سخت میشود؛ زیرا در این حالت خواسته شما برای عبور با تصور سقوط و ترس برخورد ميکند و در نتیجه میل شما برای عبور از تختهها نتیجه معکوس میدهد، یعنی برای یک یادگیری قدرتمند و عالی باید تصورات غلط ناخودآگاه، مبنی بر عدم توانایی و ... را تغییر دهید. در فصل بعد بیشتر در این موضوع سخن خواهیم گفت.
«چنانچه میتوانید ایمان و باور داشته باشید همه کارها برای کسی باور دارد امکانپذیر است، به این کار دست بزنید». (مرقس 23ـ9)
حشره استاد
روزي از ابوالحاج اقصري كه استاد عارفي بود، پرسيدند: استاد شما چه كسي است. او پاسخ داد: استاد من حشرهي ريز سياهرنگي است، كه بر روي فضلهي حيوانات مينشيند. افراد حاضر در مجلس گمان كردند كه ايشان مزاح ميكنند. ولي او گفت: يك شب كه سخت مشغول مطالعه بودم، مشاهده كردم كه اين حشره قصد بالا رفتن از پايه چراغ را دارد، اما چون پايه چراغ صاف بود، پاي حشره ميلغزيد و بر زمين ميافتاد. وقتي خوب دقت كردم، ديدم حدود 70 مرتبه تا نيمه شب بالا رفت و دوباره افتاد. از اتاق به قصد وضو گرفتن بيرون رفتم و زماني كه آمدم، با صحنهي عجيبي روبهرو شدم. آري آن حشره با تلاش و كوشد را به كنار فتيلهي چراغ رسانده بود و اينگونه بود كه از كوشش او درس عبرتي گرفتم.
اشخاص عادی با تجربه اولین شکست و مانع دست از کار برمیدارند و به همین دلیل است که، در زندگی با انبوه اشخاص عادی و معمولی و فقط با یک ادیسون روبرو هستیم.
نويسنده : استاد سلماسي
قویترین مرکز
تکنیک های تقویت حافظه، تندخوانی، یادگیری بدون فراموشی، نرم افزار تندخواني و تقويت حافظه ، متد LWF
تلفن تماس : 02166958556
آدرس :
تهران ، خیابان انقلاب ، روبروی دب دانشگاه تهران ، خیابان وحید نظری شرقی ، کوچه قدیری ، پلاک 22 ، واحد 5
طراحی سايت و بهينه سازي توسط شرکت توسعه نسل وب